ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )

728

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )

هر كه را - العياذ باللهّ - دلى ردّ كند مردود حقّ گردد ، و هر كس را اين حدّ ، اثبات نتوان كرد . قال تعالى : ( 1 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ . از اينجا معلوم مىشود كه دل را حقيقتى ديگر است كه هر كسى به سرّ آن نرسد ، چنان چه گفته‌اند : دل يكى منظرى است ربّانى * خانهء ديو را چه دل خوانى آنچه دل نام كرده‌اى به مجاز * رو به پيش سگان كوى انداز آن بود دل كه وقت پيچاپيچ * جز خدا اندرو نيابى هيچ و بزرگان گفته‌اند : مرد را چهار چيز ببايد تا دل اين طايفه وى را قبول كند : خدمتى شايسته ، يا نعمتى بايسته ، يا رياضتى بر قانون ، يا صدايى چون نالهء ارغنون ، تا به هر وقت زمزمه مىكند و وقت ايشان خوش مى گردد ، تا بدان سبب دل ايشان او را قبول كند . چون مقبول دلها گشت ، گو [ ى ] پشت به مسند ولايت ايشان باز ده ، و خود را تسليم دل ايشان كن ، چنان كه شيخ ابو سعيد - قدّس اللّه سرهّ - وقتى اصحاب را مى گفت : « اگر فرداى قيامت شما را سؤال كنند كه شما كيانيد زنهار به جواب مشغول مشويد كه كار شما زيان شود . » گفتند : چه گوييم فرمود : « بگوييد كه ما را در دنيا پيران بودند كه حال ما ايشان مى دانند ، چون به ما حواله شود كار شما برآيد . » چنان كه اين ضعيف در اين معنى گفته : آشفته بر آن رخان زيبات منم * آغشته به خون دل ز سودات منم با اين همه اعتماد بر لطف تو ز آنك * خاك سگ هندوان لالات ( 2 ) منم و مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - توانگران اصحاب را گفتى : امروز خود را بر فتراك دل فقيران امّت من بنديد كه ايشان را كارهاى معظم در پيش است كه : « فقراء امّتى ملوك أهل الجنّة » ، ( 3 ) تا فرداى روز قيامت كه روز بازار ايشان باشد و كوس دولت ايشان به عرصات فرو كوبند كه : « إتّخذوا الأيادى عند الفقراء ، فإنّهم

--> ( 1 ) سوره ق : 37 ( 2 ) لالا : غلام و بنده ، خدمتكار ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 49